گوناگون

بورس در تله بی‌اعتمادی | افزایش نگرانی فعالان اقتصادی

بورس در تله  بی‌اعتمادی | افزایش نگرانی فعالان اقتصادی

یک تحلیلگر اقتصادی می گوید: بازارسرمایه باید حتی در شرایط بحرانی باز بماند؛ چراکه بستن بازار به معنای حبس سرمایه و افزایش نگرانی فعالان اقتصادی است.

  به گزارش پارسینه به نقل از اقتصادنیوز، «آینده بازار سرمایه به‌شدت به نوع تصمیم‌گیری‌ سیاست‌گذار بستگی دارد، اگر تصمیمات شجاعانه و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی اتخاذ شود، می‌توان به بهبود شرایط امیدوار بود، در غیر این صورت مشکلات فعلی تداوم خواهد داشت.» این جمله را محمدرضا اعلمی – تحلیلگر بازار سرمایه در گفتگو با‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌گوید.

یک تحلیلگر اقتصادی می گوید: سرمایه‌گذاران بازار طلا و سهام باید چشم انداز خود را نه صرفا بر اساس پایان جنگ، بلکه بر اساس نوع پایان آن و پیامدهای اقتصادی‌ آن تنظیم کنند.

او تاکید دارد؛ « بازار سرمایه باید حتی در شرایط بحرانی نیز باز بماند؛ چرا که بستن بازار به معنای حبس سرمایه و افزایش نگرانی فعالان اقتصادی است.»

مشروح گفتگوی محمدرضا اعلمی – کارشناس ارشد بازار سهام را با‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ «اقتصادنیوز» در ادامه بخوانید.

******

*آقای اعلمی! وضعیت بورس در سال 1404 را چطور ارزیابی می کنید و چرا نتوانست انتظارات را برآورده کند؟

سال ۱۴۰۴ اساسا با سال‌های گذشته قابل مقایسه نیست؛ چرا که بازار در این سال با ریسک‌های سنگین و کم‌سابقه‌ای مواجه بود. آغاز سال با یک جنگ ۱۲ روزه همراه شد و در ادامه نیز تا پایان سال، سایه تهدیدات نظامی بر سر بازار باقی ماند و حتی در انتهای سال نیز مجددا فضای جنگی تشدید شد.

 

همین ریسک سیستماتیک قدرتمند باعث شد جریان نقدینگی از بازار سرمایه خارج شود و سرمایه‌ها به سمت بازارهای موازی، به‌ویژه طلا حرکت کنند؛ در چنین شرایطی مقایسه عملکرد بورس با سال‌های عادی نمی‌تواند ارزیابی دقیقی ارائه دهد، چرا که بستر کلی اقتصاد و فضای روانی بازار کاملا متفاوت بوده است.

توقف‌های معاملاتی دردی را دوا نمی‌کند

*آیا عقب ماندگی بورس نسبت به طلا در سال 1404 می‌تواند بی اعتمادی به بازار سهام را بین عموم مردم تشدید کند؟

آنچه بیش از هر عامل دیگری بر اعتماد سرمایه‌گذاران اثر می‌گذارد، نحوه تصمیم‌گیری سیاست‌گذاران است؛ نه صرفاً بازدهی یک بازار نسبت به بازار دیگر. در چنین شرایطی ممکن است شاخص کل رشد نشان دهد، اما بسیاری از سهم‌ها به ارزش واقعی خود نرسند و همین موضوع باعث شکل‌گیری بی‌اعتمادی در میان سرمایه‌گذاران می‌شود.

یکی از عواملی که بی‌اعتمادی را تشدید می‌کند، توقف‌های طولانی‌مدت معاملات است. بازار سرمایه باید حتی در شرایط بحرانی نیز باز بماند؛ چرا که بستن بازار به معنای حبس سرمایه و افزایش نگرانی فعالان اقتصادی است.

نباید با محدودیت های شدید به هیجانات دامن زد

*گرچه بورس در سال 1404 از نظر ریالی رشد کرد، اما از نظر دلاری، حتی می‌توان گفت افت داشته است. این وضعیت بازار سهام تا کی می‌تواند ادامه داشته باشد و دلیل عقب افتادگی بورس از دلار چیست؟

 
 

وقتی تجربه یک جنگ ۱۲ روزه وجود داشته و احتمال تکرار آن نیز مطرح بوده، باید از قبل زیرساخت‌های لازم برای مدیریت چنین شرایطی فراهم می‌شد؛ این آمادگی باید در قالب اصلاح مقررات و طراحی ابزارهایی باشد که بتوانند رفتارهای هیجانی را کنترل کنند، نه اینکه با محدودیت‌های شدید، به این هیجانات دامن بزنند.

توسعه ابزارهایی مانند صندوق‌های طلا، نقره، اوراق مشتقه و صندوق‌های درآمد ثابت می‌تواند به حفظ سرمایه در داخل بازار کمک کند. در چنین شرایطی، اگر بخشی از بازار دچار زیان شود، سایر بخش‌ها می‌توانند این زیان را جبران کنند و از خروج نقدینگی جلوگیری شود. همچنین می‌توان صندوق‌هایی ایجاد کرد که ترکیبی از سهام و دارایی‌هایی مانند طلا باشند تا سرمایه‌گذار علاوه بر بهره‌مندی از رشد قیمت دارایی‌ها، از سود تقسیمی نیز بهره‌مند شود و ریسک سرمایه‌گذاری خود را کاهش دهد.

لزوم تصمیم گیری قاطع جهت بهبود بازار سرمایه

*پیش بینی می کنید بورس پس از پایان جنگ چه شرایطی خواهد داشت؟

آینده بازار سرمایه به‌شدت به نوع تصمیم‌گیری‌ها بستگی دارد. اگر تصمیمات شجاعانه و مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی اتخاذ شود، می‌توان به بهبود شرایط امیدوار بود، در غیر این صورت مشکلات فعلی تداوم خواهد داشت.

بازار باید در هر شرایطی باز بماند و سیاست‌گذار باید به سمت استفاده از ابزارهای نوین مانند فروش استقراضی حرکت کند تا امکان مدیریت ریسک برای سرمایه‌گذاران فراهم شود. حفظ جریان نقدینگی در بازار سرمایه اهمیت حیاتی دارد و این امر بدون اعتمادسازی امکان ندارد؛ از سوی دیگر، در صورت بهبود شرایط سیاسی و دستیابی به ثبات در منطقه، امکان افزایش درآمدهای ارزی و کنترل نرخ ارز نیز فراهم می‌شود که می‌تواند به بهبود وضعیت کلی اقتصاد و در نتیجه بازار سرمایه کمک کند.

سیاست کاهش دامنه نوسان؛ اقدامی نادرست

*کاهش دامنه نوسان بورس به 3 درصد تحت تاثیر فضای جنگی رخ داد، حالا پس از پایان جنگ، آیا می‌توان گفت که وقتش رسیده دامنه نوسان به اعداد 5 و 6 درصد بازگردد؟

حتی در زمان اعمال این سیاست نیز کاهش دامنه نوسان تصمیم درستی نبود. دامنه نوسان خاصیتی دارد که قیمت‌ها را به سمت خود جذب می‌کند و همین موضوع باعث تشدید رفتارهای هیجانی در بازار می‌شود.

علاوه بر این، دامنه نوسان اثر سرایتی دارد؛ یعنی نوسانات یک روز را به روزهای بعد منتقل می‌کند و مانع از اصلاح طبیعی بازار می‌شود. این سیاست نه‌تنها کمکی به کنترل بازار نکرد، بلکه باعث کاهش نقدشوندگی و افّزایش بی‌اعتمادی شد. همچنین تغییر حجم مبنا به عدد یک، زمینه‌ساز ایجاد رشدهای غیرواقعی در شاخص کل شد؛ در حالی که بسیاری از سهم‌ها از این رشد بی‌بهره بودند. این موضوع نیز به افزایش شکاف بین واقعیت بازار و نماگرهای آن منجر شد.

تجربه نشان داده است که هرچه دامنه نوسان بازتر باشد، رفتارهای هیجانی در بازار کاهش می‌یابد. در بسیاری از بازارهای جهانی، به‌جای استفاده از دامنه نوسان، از توقف‌های کوتاه‌مدت معاملاتی برای کنترل شرایط بحرانی استفاده می‌شود.

 

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار